ابو القاسم راز شيرازى
36
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
با چنين جاه و چنين پيغمبرى * طالبِ خِضرم ، ز خودبينىْ بَرى مىرَوَم تا مَجمَعُ البَحرَين ، من * تا رَسَم در قُربِ سلطانِ زَمَن » « 83 » « رزقنا اللّه و ايّاكم لقاءهم الكريم و عيشهم السّليم » « 84 » . و فىالجمله ، در اين باب ، اشاره به معرفت مراتب نفس ، و حقيقت انسانيّه كرده آمد . و نوع سيم از انواع ثلاثه ، علم حقيقى ذاتى حقّ تعالى است كه عين ذات اوست - جلّت عظمته - ؛ چنانكه در كتاب « كافى » از حضرت ابى عبد اللّه ص منقول است كه : « لم يزل اللّه عزّ و جلّ ربّنا ، و العلم ذاته و لا معلوم ، و السّمع ذاته و لا مسموع ، و البصر ذاته و لا مبصر ، و القدرة ذاته و لا مقدور . فلمّا احدث الاشياء و كان المعلوم ، وقع العلم منه على المعلوم ، و السّمع على المسموع ، و البصر على المبصر ، و القدرة على المقدور . قال : قلت : فلم يزل اللّه متحرّكا ؟ قال : فقال : تعالى اللّه ! انّ الحركة صفة محدثة بالفعل . قال : قلت : فلم يزل اللّه متكلّما ؟ قال : فقال : انّ الكلام صفة محدثة ، ليست بازليّة ؛ كان اللّه عزّ و جلّ و لا متكلّم » « 85 » . و علم ذاتى حقّ تعالى ، مبدإ ظهور علوم قضائيّه و قدريّه است كه نازل مىشود بر ملائكه و انبياء و رسل و اوصياء عليهم السّلام به وحى الهى ؛ چنانكه
--> ( 83 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر سوم : 168 ( 84 ) - خدا ، ما و شما را ديدار فرحافزاى ايشان ، همراه با زندگانى پيراسته از هر گزند ، روزى فرمايد . ( 85 ) - پروردگار متعال ، پيوسته و جاويد ، پروردگار ما بود در حالى كه علم ذات او بود و هنوز معلومى نبود ، و شنوايى ذات او بود و شنيدهاى نبود ، و بينش ذات او بود و ديدنيى نبود ، و قدرت ذات او بود و آثار قدرت نبود ؛ پس هنگامى كه چيزها را پديد آورد ، علم بر معلوم ، و سمع بر مسموع ، و بصر بر مبصر ، و قدرت بر مقدور واقع گرديد . گفت : گفتم : آيا خداى تعالى پيوسته در حركت بود ؟ فرمود : منزّه است خداى تعالى ! چرا كه حركت ، از اوصاف پديدههاى ناشى از فعل است . گويد : گفتم : پس خداى تعالى پيوسته سخن مىگفت ؟ فرمود : سخن گفتن ، صفتى است پديد آمده ، و ازلى نيست ؛ خداى تعالى پيوسته بود ، و متكلّمى نبود : « الكافى » 1 : كتاب التّوحيد : باب صفات الذّات : حديث 1